قاليبافی ؛ سند هويت زنان ترکمن
تاريخچه و ويژگي فرش تركمن
نقش اصلي زمينه فرش تركمني كه بافته هاي هر قوم به وسيله آن از بافته هاي اقوام ديگر متمايز مي شود، گول نام دارد كه اندازه و طرح آن با همديگر متفاوت است و هميشه به شكل اوليه و ثانويه بافته مي شود. به اين ترتيب كه گول هاي اوليه شكل كثيرالاضلاعي درشت را دارد كه در زمينه قالي به كار مي رود و گول هاي ثانويه كه به آراگول شهرت دارد، نقش هاي ريزتري است كه به اشكال خشتي و لوزي همراه با طرح هاي حلقه اي در پيرامون، زمينه هاي خالي ميان گل هاي اوليه را پر مي سازد. براي تهيه قالي تركمن، به طور معمول تار و پرز پشمي به كار مي رود و پود از جنس پنبه است. ولي در مواردي از تار و پود پنبه اي نيز براي بافت فرش و به ندرت از پشم و ابريشم به عنوان خامه استفاده مي شود.
نقش زنان در مرحله پيش توليد
قالي بافي، پيش از آن كه آغاز شود، نيازمند تامين مقدماتي است كه عمده ترين آن ها را تامين و تهيه مواد اوليه تشكيل مي دهد. تركمن صحرا، يكي از مراكز پنبه كاري كشور است و به دليل داشتن بافت جمعيتي ايلياتي جزو مناطق دامپروري نيز به شمار مي آيد و به اين دليل، پشم و پنبه، كه عمده ترين مواد براي توليد فرش است، در تركمن صحرا، به وفور در اختيار بافندگان قرار دارد و زنان، كه در مرحله كاشت و داشت پنبه و نگهداري دام نقش فعالي دارند، پس از به عمل آمدن پنبه و چيدن پشم از گوسفندان، در مرحله ريسيدن و رنگرزي الياف پشم و پنبه نيز دخيل هستند و قسمت بزرگ اليافي كه براي بافت فرش مورد استفاده قرار مي گيرد، در ساعات فراغت زنان و دختران خانه دار از فعاليت هاي ديگر، به وسيله ابزاري دستي ريسيده و با استفاده از مواد رنگداري كه طبيعت منطقه در اختيار ساكنانش گذاشته است، رنگرزي مي شود.در گذشته، از مواد رنگدار گياهي مانند پوست انار، انواع گياهان خودرو نظير چوب پويا، خاكستر چوب ازدار و همچنين زردچوبه، روناس و نيل براي رنگرزي خامه قالي استفاده مي شد كه در سال هاي اخير، اگرچه استفاده از برخي رنگ هاي شيميايي هم رواج يافته، اما هنوز نيز استفاده از گياهان رنگدار رايج است.عمل چله كشي قالي بر روي دارهاي افقي نيز توسط خود زنان و معمولابا همكاري دو زن انجام مي شود و بالاخره، با تامين مقدمات مورد اشاره، كار بافت شروع مي شود.
نقوش قالي تركمن
نقوش فرش تركمن، تماما ذهني و عبارت از طرح هايي هندسي و متاثر از مظاهر طبيعت و پديده هاي موجود در محيط زندگي زنان بافنده است و مانند بسياري از مناطق ديگر قاليبافي، زنان بافنده، آرمان ها و انديشه هاي شان را با رنگ هاي دلخواه بر روي تار قالي گره مي زنند. فرهنگ و فولكلور تركمن ها كه با جرات مي توان گفت زنان قاليباف عامل حفظ و انتقال آن از گذشته هاي دور به زمان ما بوده اند، جاي خاصي در آرايه ها و موتيف هاي فرش تركمن دارد. به طور مثال نقش شاخ قوچ كه همواره در نقوش قالي تركمن به چشم مي خورد و بخش جدايي ناپذير اغلب آرايه ها را تشكيل مي دهد، نشانه قدرت و نماد باروري است، يا نقش عقرب كه معمولادر حاشيه قالي به كار مي رود، نشانه رفع شر است و پرندگاني نظير قو و حيواناتي مانند اسب كه به صورت قرينه در نقشه قالي تركمن به كار مي رود نيز هر يك مفاهيم ذهني خاصي دارد كه برگرفته از فرهنگ طوايف مختلف تركمن است. مهم ترين اين نوع نقوش كه تعدادشان به بيش از صد نوع مي رسد عبارت است از: «ماري گول، در ناق گول، قافسه گول، تكه گول، انسي، قزل اياق، توينگ گول، قوش گول، آوغان گول، تاج حروز، پنجارا آراگول، آق نقش و...»
مشكلات زنان بافنده
مهم ترين مزيت دارقالي بافي افقي (كه بيش تر مورد استفاده زنان بافنده ايلياتي قرار مي گيرد)، متحرك بودن آن است. به گونه اي كه ضمن جابه جايي ايل نيز، هرجا ايل اتراق كند زنان بافنده مجال دارند تا آن را پهن كنند و در ساعات فراغت به كار بپردازند. اما اين نوع دار، به دليل آن كه بافنده ناچار است در حالت نشسته به صورت چمباتمه به كار بپردازد، فشارهايي به ستون فقرات وارد مي آورد و در درازمدت باعث انحراف مهره هاي كمر و استخوان درد بافندگان مي شود. به اضافه اين كه طبق گفته پزشكان متخصص برسيستم باروري زنان نيز تاثيرگذار است. به همين جهت، طي ساليان گذشته، طراحان صنايع دستي كشور دارهاي عمودي متحركي ابداع كرده اند كه منطبق با زندگي متحرك عشاير است و مي تواند برآورنده نياز زنان ايلياتي باشد. منتها چون تلاش چنداني جهت نهادينه ساختن استفاده از اين نوع دارها انجام نشده، زنان و دختران قاليباف همچنان استفاده از دارهاي افقي را به دار عمودي ترجيح مي دهند.مشكل ديگري كه قاليبافان تركمن با آن روبه رو هستند، محدوديت توان مالي آنان براي تهيه چله و خامه به ميزان كافي است و در نتيجه، يا ناچارند به بافت مواد اوليه اي كه خودشان توليدكننده آن هستند قناعت كنند يا از واسطه ها و سلف خرها سفارش بافت بپذيرند كه در چنين مواردي، معمولاسفارش دهنده مواد اوليه را در اختيار بافنده گذاشته و دستمزد ناچيزي در قبال بافت به وي مي پردازد يا در ازاي پرداخت مبلغي خاص به بافنده، كل محصول سالانه وي را خريداري مي كند كه در هر دو صورت، آنچه عايد بافنده مي شود، بسيار ناچيز است، در حالي كه يكي از امتيازات رواج صنايع دستي در مناطق روستايي و جوامع ايلياتي تبديل مواد اوليه خام به كالاهايي كاربردي است و تجربه نشان داده كه چنانچه بافنده اي از امكانات لازم برخوردار باشد، افزون بر 80 درصد قيمت فرآورده را دستمزد تشكيل مي دهد كه در اقتصاد زندگي بافندگان نقشي تعيين كننده دارد. همچنين واسطه ها و سلف خرها، به منظور تامين منافع خودشان محصولات توليدي زنان قاليباف را دستچين كرده و چنانچه محصولي داراي اندكي عيب باشد، از خريد آن خودداري مي كنند.براي حل اين مشكلات بافندگان دو راهكار كاملاعملي وجود دارد كه يكي از آن ها تاسيس شركت هاي تعاوني با سرمايه و نظارت خود بافندگان، اما با حمايت دولت است; به اين ترتيب كه بافندگان با تجميع سرمايه هاي محدودشان بتوانند مواد اوليه مورد نياز را به صورت انبوه و با قيمت مناسب خريداري كنند و ديگر اين كه سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري شرايط و امكاناتي فراهم آورد تا معاونت صنايع دستي توان بيش تري براي خريد فرش هاي تركمن داشته باشد و فرآورده هاي توليدي را به صورت درهم خريداري و سپس بر اساس درجه بندي، با قيمت هاي متفاوت به فروش برساند. البته، برخي صاحب نظران تخصيص اعتبارات بانكي درازمدت به بافندگان را نيز يكي از راهكارها براي تقويت بنيه مالي دست اندركاران بافت فرش تركمن پيشنهاد مي كنند كه اگر چه ممكن است در مواردي كارساز باشد، اما تجاربي كه از موارد مشابه كسب شده، دلالت دارد بر اين كه اولاسود بانكي تسهيلات اعطايي باري جديد بر درآمد بافندگان تحميل مي كند و ثانيا چون نظارتي بر چگونگي هزينه شدن تسهيلات بانكي وجود ندارد، به طور معمول وام دريافتي از بانك ها صرف اموري غير از قاليبافي مي شود و بازپرداخت وام، بافندگان را در برابر مشكلات جديدتري قرار مي دهد. مگر اين كه تسهيلات از طريق شركت سهامي فرش يا معاونت صنايع دستي سازمان ميراث فرهنگي در اختيار بافندگان قرار گيرد و نهاد وام دهنده، محصول توليدي بافندگان را پس از ارزش گذاري، به عنوان طلب خود، قبول كند.
منابع:
1- مروري بر صنايع دستي ايران، نوشته م. حسن بيگي. ناشر ققنوس.
2- كلياتي درباره صنايع دستي ايران، نوشته حسين ياوري و محمدرضا حسن بيگي، از انتشارات سازمان صنايع دستي ايران
نقش اصلي زمينه فرش تركمني كه بافته هاي هر قوم به وسيله آن از بافته هاي اقوام ديگر متمايز مي شود، گول نام دارد كه اندازه و طرح آن با همديگر متفاوت است و هميشه به شكل اوليه و ثانويه بافته مي شود. به اين ترتيب كه گول هاي اوليه شكل كثيرالاضلاعي درشت را دارد كه در زمينه قالي به كار مي رود و گول هاي ثانويه كه به آراگول شهرت دارد، نقش هاي ريزتري است كه به اشكال خشتي و لوزي همراه با طرح هاي حلقه اي در پيرامون، زمينه هاي خالي ميان گل هاي اوليه را پر مي سازد. براي تهيه قالي تركمن، به طور معمول تار و پرز پشمي به كار مي رود و پود از جنس پنبه است. ولي در مواردي از تار و پود پنبه اي نيز براي بافت فرش و به ندرت از پشم و ابريشم به عنوان خامه استفاده مي شود.
نقش زنان در مرحله پيش توليد
قالي بافي، پيش از آن كه آغاز شود، نيازمند تامين مقدماتي است كه عمده ترين آن ها را تامين و تهيه مواد اوليه تشكيل مي دهد. تركمن صحرا، يكي از مراكز پنبه كاري كشور است و به دليل داشتن بافت جمعيتي ايلياتي جزو مناطق دامپروري نيز به شمار مي آيد و به اين دليل، پشم و پنبه، كه عمده ترين مواد براي توليد فرش است، در تركمن صحرا، به وفور در اختيار بافندگان قرار دارد و زنان، كه در مرحله كاشت و داشت پنبه و نگهداري دام نقش فعالي دارند، پس از به عمل آمدن پنبه و چيدن پشم از گوسفندان، در مرحله ريسيدن و رنگرزي الياف پشم و پنبه نيز دخيل هستند و قسمت بزرگ اليافي كه براي بافت فرش مورد استفاده قرار مي گيرد، در ساعات فراغت زنان و دختران خانه دار از فعاليت هاي ديگر، به وسيله ابزاري دستي ريسيده و با استفاده از مواد رنگداري كه طبيعت منطقه در اختيار ساكنانش گذاشته است، رنگرزي مي شود.در گذشته، از مواد رنگدار گياهي مانند پوست انار، انواع گياهان خودرو نظير چوب پويا، خاكستر چوب ازدار و همچنين زردچوبه، روناس و نيل براي رنگرزي خامه قالي استفاده مي شد كه در سال هاي اخير، اگرچه استفاده از برخي رنگ هاي شيميايي هم رواج يافته، اما هنوز نيز استفاده از گياهان رنگدار رايج است.عمل چله كشي قالي بر روي دارهاي افقي نيز توسط خود زنان و معمولابا همكاري دو زن انجام مي شود و بالاخره، با تامين مقدمات مورد اشاره، كار بافت شروع مي شود.
نقوش قالي تركمن
نقوش فرش تركمن، تماما ذهني و عبارت از طرح هايي هندسي و متاثر از مظاهر طبيعت و پديده هاي موجود در محيط زندگي زنان بافنده است و مانند بسياري از مناطق ديگر قاليبافي، زنان بافنده، آرمان ها و انديشه هاي شان را با رنگ هاي دلخواه بر روي تار قالي گره مي زنند. فرهنگ و فولكلور تركمن ها كه با جرات مي توان گفت زنان قاليباف عامل حفظ و انتقال آن از گذشته هاي دور به زمان ما بوده اند، جاي خاصي در آرايه ها و موتيف هاي فرش تركمن دارد. به طور مثال نقش شاخ قوچ كه همواره در نقوش قالي تركمن به چشم مي خورد و بخش جدايي ناپذير اغلب آرايه ها را تشكيل مي دهد، نشانه قدرت و نماد باروري است، يا نقش عقرب كه معمولادر حاشيه قالي به كار مي رود، نشانه رفع شر است و پرندگاني نظير قو و حيواناتي مانند اسب كه به صورت قرينه در نقشه قالي تركمن به كار مي رود نيز هر يك مفاهيم ذهني خاصي دارد كه برگرفته از فرهنگ طوايف مختلف تركمن است. مهم ترين اين نوع نقوش كه تعدادشان به بيش از صد نوع مي رسد عبارت است از: «ماري گول، در ناق گول، قافسه گول، تكه گول، انسي، قزل اياق، توينگ گول، قوش گول، آوغان گول، تاج حروز، پنجارا آراگول، آق نقش و...»
مشكلات زنان بافنده
مهم ترين مزيت دارقالي بافي افقي (كه بيش تر مورد استفاده زنان بافنده ايلياتي قرار مي گيرد)، متحرك بودن آن است. به گونه اي كه ضمن جابه جايي ايل نيز، هرجا ايل اتراق كند زنان بافنده مجال دارند تا آن را پهن كنند و در ساعات فراغت به كار بپردازند. اما اين نوع دار، به دليل آن كه بافنده ناچار است در حالت نشسته به صورت چمباتمه به كار بپردازد، فشارهايي به ستون فقرات وارد مي آورد و در درازمدت باعث انحراف مهره هاي كمر و استخوان درد بافندگان مي شود. به اضافه اين كه طبق گفته پزشكان متخصص برسيستم باروري زنان نيز تاثيرگذار است. به همين جهت، طي ساليان گذشته، طراحان صنايع دستي كشور دارهاي عمودي متحركي ابداع كرده اند كه منطبق با زندگي متحرك عشاير است و مي تواند برآورنده نياز زنان ايلياتي باشد. منتها چون تلاش چنداني جهت نهادينه ساختن استفاده از اين نوع دارها انجام نشده، زنان و دختران قاليباف همچنان استفاده از دارهاي افقي را به دار عمودي ترجيح مي دهند.مشكل ديگري كه قاليبافان تركمن با آن روبه رو هستند، محدوديت توان مالي آنان براي تهيه چله و خامه به ميزان كافي است و در نتيجه، يا ناچارند به بافت مواد اوليه اي كه خودشان توليدكننده آن هستند قناعت كنند يا از واسطه ها و سلف خرها سفارش بافت بپذيرند كه در چنين مواردي، معمولاسفارش دهنده مواد اوليه را در اختيار بافنده گذاشته و دستمزد ناچيزي در قبال بافت به وي مي پردازد يا در ازاي پرداخت مبلغي خاص به بافنده، كل محصول سالانه وي را خريداري مي كند كه در هر دو صورت، آنچه عايد بافنده مي شود، بسيار ناچيز است، در حالي كه يكي از امتيازات رواج صنايع دستي در مناطق روستايي و جوامع ايلياتي تبديل مواد اوليه خام به كالاهايي كاربردي است و تجربه نشان داده كه چنانچه بافنده اي از امكانات لازم برخوردار باشد، افزون بر 80 درصد قيمت فرآورده را دستمزد تشكيل مي دهد كه در اقتصاد زندگي بافندگان نقشي تعيين كننده دارد. همچنين واسطه ها و سلف خرها، به منظور تامين منافع خودشان محصولات توليدي زنان قاليباف را دستچين كرده و چنانچه محصولي داراي اندكي عيب باشد، از خريد آن خودداري مي كنند.براي حل اين مشكلات بافندگان دو راهكار كاملاعملي وجود دارد كه يكي از آن ها تاسيس شركت هاي تعاوني با سرمايه و نظارت خود بافندگان، اما با حمايت دولت است; به اين ترتيب كه بافندگان با تجميع سرمايه هاي محدودشان بتوانند مواد اوليه مورد نياز را به صورت انبوه و با قيمت مناسب خريداري كنند و ديگر اين كه سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري شرايط و امكاناتي فراهم آورد تا معاونت صنايع دستي توان بيش تري براي خريد فرش هاي تركمن داشته باشد و فرآورده هاي توليدي را به صورت درهم خريداري و سپس بر اساس درجه بندي، با قيمت هاي متفاوت به فروش برساند. البته، برخي صاحب نظران تخصيص اعتبارات بانكي درازمدت به بافندگان را نيز يكي از راهكارها براي تقويت بنيه مالي دست اندركاران بافت فرش تركمن پيشنهاد مي كنند كه اگر چه ممكن است در مواردي كارساز باشد، اما تجاربي كه از موارد مشابه كسب شده، دلالت دارد بر اين كه اولاسود بانكي تسهيلات اعطايي باري جديد بر درآمد بافندگان تحميل مي كند و ثانيا چون نظارتي بر چگونگي هزينه شدن تسهيلات بانكي وجود ندارد، به طور معمول وام دريافتي از بانك ها صرف اموري غير از قاليبافي مي شود و بازپرداخت وام، بافندگان را در برابر مشكلات جديدتري قرار مي دهد. مگر اين كه تسهيلات از طريق شركت سهامي فرش يا معاونت صنايع دستي سازمان ميراث فرهنگي در اختيار بافندگان قرار گيرد و نهاد وام دهنده، محصول توليدي بافندگان را پس از ارزش گذاري، به عنوان طلب خود، قبول كند.
منابع:
1- مروري بر صنايع دستي ايران، نوشته م. حسن بيگي. ناشر ققنوس.
2- كلياتي درباره صنايع دستي ايران، نوشته حسين ياوري و محمدرضا حسن بيگي، از انتشارات سازمان صنايع دستي ايران
+ نوشته شده در چهارشنبه ۲۴ تیر ۱۳۸۸ ساعت 22:44 توسط یوسف بدراقی
|
ما را بخاطر بسپارید.