رقص خنجر
درباره ی ریشه تاریخی ذکر خنجر می توان به نکات زیر،اشاره کرد:
الف) به رقص دراویش نقشبندیه شبیه است و مروج آن را «مشرب دألی»یکی از یاران و شادگردان بهاءالدین محمد نقشبندی می دانند.
ب) در کتاب « مراسم آیینی و تأ تر، ص 21» آمده است که رقص خنجر ترکمن ها
همانند«آیین گوات» در بلوچستان و «آیین زار» در خلیج فارس است و معمولا برای مداوای بیماران روحی اجرا می شود.
ج) این رقص، به آیین پر خوانی نیز شبیه است. پرخوانی یعنی زیاد خواندن اوراد،همراه با حرکات نمایشی دست و پا که یادآور«شمانیسم » و کارهای «شمن ها» است.
شمن ها برای تحت کنترل در آوردن ارواح نامرئی و نجات بیمار روحی، حرکاتی چرخشی و جهش هایی رقص گونه انجام می دادند در حالی که شمشیری آخته و آتشین بر دست داشتند.
به علت شباهت این حرکات با حرکات کسانی که رقص خنجر را اجرا می کنند، شاید بتوان گفت که ذکر خنجر، صورت تحول یافته ی اعمال «شمن ها» در« شمانیسم» باشد و اینک برای تقرب به خدا محسوب میشود.
د) ترکمن ها بنا به شرایط زیست محیطی، همیشه در معرض هجوم اقوام مختلف بودند. بر این اساس چاره ای نداشتند جز این که همیشه در حالت دفاعی باشندو با آموزش فنون نظامی،خود را قوی ،پر توان و مصمم نگاه دارند. رقص خنجر با نقش مایه های مذهبی سبب می شود که این روحیه در آنها تقویت شود.نحوه ی اجرای مراسم ذکر خنجر:
شعر رقص خنجر ترجمه:
***
***
الف) به رقص دراویش نقشبندیه شبیه است و مروج آن را «مشرب دألی»یکی از یاران و شادگردان بهاءالدین محمد نقشبندی می دانند.
ب) در کتاب « مراسم آیینی و تأ تر، ص 21» آمده است که رقص خنجر ترکمن ها
همانند«آیین گوات» در بلوچستان و «آیین زار» در خلیج فارس است و معمولا برای مداوای بیماران روحی اجرا می شود.
ج) این رقص، به آیین پر خوانی نیز شبیه است. پرخوانی یعنی زیاد خواندن اوراد،همراه با حرکات نمایشی دست و پا که یادآور«شمانیسم » و کارهای «شمن ها» است.
شمن ها برای تحت کنترل در آوردن ارواح نامرئی و نجات بیمار روحی، حرکاتی چرخشی و جهش هایی رقص گونه انجام می دادند در حالی که شمشیری آخته و آتشین بر دست داشتند.
به علت شباهت این حرکات با حرکات کسانی که رقص خنجر را اجرا می کنند، شاید بتوان گفت که ذکر خنجر، صورت تحول یافته ی اعمال «شمن ها» در« شمانیسم» باشد و اینک برای تقرب به خدا محسوب میشود.
د) ترکمن ها بنا به شرایط زیست محیطی، همیشه در معرض هجوم اقوام مختلف بودند. بر این اساس چاره ای نداشتند جز این که همیشه در حالت دفاعی باشندو با آموزش فنون نظامی،خود را قوی ،پر توان و مصمم نگاه دارند. رقص خنجر با نقش مایه های مذهبی سبب می شود که این روحیه در آنها تقویت شود.
نحوه ی اجرای مراسم ذکر خنجر:
1- در اجرای این هنر رزمی،نمایشی،نیایشی از لحاظ تعداد مجریان ،محدودیتی وجود ندارد ولی معمولاٌ از 5-7-9-11 نفر تجاوز نمی کند.
2- یکی از مجریان، وظیفه ی رهبری و غزلخوانی گروه را به عهده دارد.
3- این هنر در هر مکانی(باز-بسته) قابل اجراست
4- رهبر گروه و مجریان، جامه ای بلند و قرمز می پوشند که جامه ی سنتی ترکمن هاست و خنجری به کمر می بندند.
5- مجریان این هنر رزمی،نیایشی،نمایشی در دو ردیف و مقابل هم قرار می گیرند آن چنان که قادر به دیدن رهبر و حرکات او باشند.
6- وقتی گروه نمایشی در مقابل مردم قرار گرفت رهبر گروه ،غزلی عارفانه را با صدایی گرم،شمرده و آهنگین می خواند؛ این اجرا را « دؤرماغزل/غزل آغازین » نام نهاده اند. در این دور، همگی مجریان دست های خود را در حالت نیایش به سوی آسمان بلند می کنند.آن گاه در بخشی از غزل و با اشاره ی رهبر گروه از ته گلو « هووه » می گویند که در حقیقت همان «یاهو» گفتن است.
7- در این مرحله با اشاره ی رهبر گروه،این «هووه» گوها با زدن یک پا بر زمین، هماهنگ با رهبر گروه،عقب و جلو می روند و به تدریج آهنگ عقب و جلو رفتن را سریع تر می کنند.این حرکات ،با خشن کردن تن صدا همراه است. با رسیدن بازیگران به اوج هیجان روحی،رهبر گروه تشخیص می دهد که باید مجریان را به دور سوم هدایت کند.
8-این مرحله را «اچ دپیم/سه ضربه ی پا» می نامند.در این مرحله، مجریان از حالت تقابل به حالت چرخش در می آیند و در طی سه گام به مرکز دایره می رسند ، آن گاه که این حرکات چند بار تکرار شد، رهبر گروه،لفظ «خنجر» را بر زبان می آورد.و گروه در مرکز دایره ،خنجرهای خود را در بالای سر به هم می رسانند که نشانه ی یکی شدن همه ی قبایل و طوایف ترکمن است؛یعنی رسیدن از کثرت به وحدت.
شعر رقص خنجر ترجمه:
بخش اول:
ایا دو ثلار،برادر لأر،الیمدان شونقاریم اؤشدی ای یاران!ای برادران!شاهین من پر کشید و رفت.
توتای دیثم قؤلیم یتمز،ایکی باقیم اوزلیپ قاشدی قادر نیستم بگیرمش،چون که دستهایم از
آمین خدا،آمین- هو،ها،هو تنم جداست،ای خدا ایمان آوردم به تو
ايمان آوردم به تو هو، ها، هو
***
بخش دوم:
ای کریم بو یا کریم،قادر خدا ثندأن مدد خداوندا!تو کریمی،تو توانای رحیمی،
بارچالارینگ اتاثی،آدم حوّا ثندأن مدد یاری ام ده.ای آدم ابوالبشر:ای حوا!
هر نه بؤلقای کل عالم،انبیاء ثندأن مدد یاری ام ده.ای رسول کاینات!یاری ام ده.
فخرعالم،حق حبیبی،مصطفی ثندن مدد فخر زمان ،ای حبیب خدا ای مصطفی
هو،ها،هو (ص) یاری ام ده،هو،ها،هو
***
بخش سوم:
ای آلّای ای آلّای ای آلّای ای آلّای ای خدا،ای خدا،ای خدا،چشمانم دیدار
گوزیم ثنی،ای گوزله یار-ای دیلیم ثنی تو را می جوید، زبانم گفتار تو را می
ای ثوزیله یار-ای قلبیم ثنی ای ایسته یار پويد اي خدا،ای خدا،قلبم حضور تو را
آلّای آلّای آلّای می طلبد.ای خدا،ای خدا تو را می
ایسته یار ای آلّای آلّای خواهم تو را می خواهم- هو،ها،هو
ایسته یار هو، ها ،هو
+ نوشته شده در چهارشنبه ۲۶ فروردین ۱۳۸۸ ساعت 23:14 توسط یوسف بدراقی
|


ما را بخاطر بسپارید.